سعيده، دختر 14 ساله زاهداني به شيوه قتل هاي ناموسي توسط پدرش، سنگسار شد!
روزآنلاین
قرار بود امروز سایت جریان آن لاین رو راه اندازی کنیم اما به یم مشکل بزرگ برخورد کردیم!
سایت خبری جریان آن لاین با آدرس http://www.jaryanonline.ir/ وجود داره!
حالا اگه ما بیایم با کام راه اندازیش کنیم آیا مشکلی پیش نمی یاد؟!
فکر کنم باید بشینیم با بچه ها یه اسم جدید پیدا کنیم
البته خیلی کوتاهی کردیم که همون اول خوب نیگا نکردیم که مشابه این نام هست یا نه!
دوستان اگه اسمی در نظر دارین پیشنهاد کنین چون مطالب کامل آماده هست و فقط همین موضوع ما رو معطل کرده!
ولنتاین یک عید تاریخی مسیحیان است
امروز جوونای دورو برم شور و شوق خاصی داشتن
هدیه بگیر شکلات بخر لبخند بزن عاشقانه باش و در کل کلی این روز رو عزیز بدون
اما...
بقول شریعتی ببین که لباس خودمان را هم باید از دست فرنگی ها بپوشیم!
طبق اسناد تاریخی از حدود ۲۰ قرن قبل از میلاد در بین رسوم ایرانی ها عیدی بود به نام سپندارمذگان که به روز عشق و باروری معروف بود و تمام ایرانی ها اون روز رو جشن می گرفتن!
حالا به جایی رسیدیم کهبه همدیگه ولنتاینو تبریک میگیم و حتی اینم نمی دونیم که جشن سپندارمذگان در روز ۲۹ بهمن یعنی فقط سه چهار روز دیگه می رسه
شما ها رو نمی دونم اما ما تصمیم گرفتیم در روز ۲۹ بهمن جشن عشق بگیریم!
امشب فیلم شوتر رو دیدم
یه فیلم هالیوودی که به رسم چن سال اخیر باز گیر داده بود به سیستم حاکمیت امریکا و اینکه چقدر همه دنیا رو مال خودشون می دونن و باز مثل همیشه یه قهرمان امریکایی که با همکاری اف بی آی (که بی طرف بود) و از یک سناتور بد جنس انتقام میگیره
بقول یکی می گفت هر اتفاقی ممکنه توی امریکا بیفته
یه دفه ممکنه یه گودزیلا بیاد توس شهر تخم بزاره و بعد امریکایی ها بکشنش
ممکنه آدم فضایی ها بهش حمله کنن و بعد امریکایی ها بکشنشون
ممکنه بیماری وسیع و همه گیری بیاد و امریکایی ها باز موفق بشن
ممکنه مورچه ها یا زامبی ها یا میمونها یا... به امریکا حمله کنن و امریکایی ها نهایتا بکشنشون
و حتی ممکنه یه عنکبوت یکیو نیش بزنه و طرف تبدیل بشه به عنکبوت و امریکایی ها رو نجات بده و نیرو های بد رو بکشه و در واقع همه انسانها یا شاید بهتره بگم بشریت رو نجات بده!
نکته های جالبی در دیالوگ فیلم بود که من بسته به تخصصم بیشتر به دیالوگ توجه کردم
در کل فیلم بدی نبود.البته اگه پایانشو از بالی وود کپ نمی زدن قشنگ تر می شد!
ببینین خالی از لطف نیست...
نمی دونم
ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان سرایت
...
جان من کجایی کجایی که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهادم به گوشه ای نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که می رود به نا کجا
...