تبليغاتX
سه رنگ
امروز یه نگاهی توی این وب های اینترنتی و اونترنتی(!) کردم و یه مطلب از آقای طنز نویس معروف ایرانی که الان ایران نیست و رفته آن طرف آب های خروشان و داره بر خلاف اسلام و ایران اسلامی مطلب های نادرست می نویسه نظرمو جلب کرد

درباره تفاوت انتخابات ها در کشور های مختلف بود

پیشنهاد می کنم با استفاده از اونترنت شکن(!) برید مطلبو بخونین تا مبادا یه وقت از راه حقیقت منحرف بشین!

فردا نتایج تجدید نظرها اعلام میشه

با توجه به انعطاف کمی که تا حالا دیدیم شاید درصد معدودی اون هم کسایی که رد صلاحیتشون برای ما هم عجیب بوده صلاحیت بگیرن.اونم بخاطر بستن دهن بقیه

جالبه که هنوز خیلی ها با تمام این اوصاف می گن من که رای نمی دم!

بر خلاف نظر خیلی ها باید بگم من فکر می کنم کسی که رای نمی ده در واقع حق اعتراض رو از خودش گرفته

علاوه بر اینکه بیشتر این رای ندادن ها از روی بی حوصلگی بی تفاوتی و بی اطلاعیه!

من جزو اون هایی نیستم که می گن بین بد و بدتر...

من معتقدم حتی اگر ذره ای بیشتر به کسایی که انتخاب می کنیم توجه کنیم روز به روز بیشتر به خوب شدن نزدیک می شیم

رای ندادن یعنی انتخاب نکردن

رای دادن یعنی حضور

حضور خودمون رو ثابت کنیم اگر ساکت بشینیم تا دنیا دنیاست همینیم که هستیم اما اگه حرفی بزنیم حتی حرفی بی اثر حداقل فرصت حرف زدن دوباره رو برای خودمون به دست میاریم

شاید یه روزی بتونیم یه حرفی بزنیم که موثر باشه

ما عادت کردیم ممتنع باشیم

بیایم یک بار نظر بدیم.عملگر باشیم نه عمل پذیر

بزاریم این انتخاب اگه حتی خوب نیست دست خودمون باشه نه اینکه دیگران برای ما هم انتخاب کنن

کسی می آید

کسی دیگر

کسی بهتر...

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:55 توسط |

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 1:56 توسط |

سلام دوستان عزیزم

در ادامه این قضیه ی تاریخ اسلام خوندن ما یه مطلب دیگه هم توی این کتاب درسی ما نوشته بود گفتم بد نیست براتون بگم

نقل مستقیم از کتاب

" مطابق آیات قرآن هیچ فردی در یک وضعیت اجتماعی ظالمانه که روابط سیاسی و اقتصادی و اخلاقی آن بر مبنای ستم به حقوق عمومی استوار شده است حق مسامحه غفلت ندارد و نمی تواند به بهانه استضعاف در آن جامعه هضم شود."

یه جای دیگه هم نوشته بود که پیامبر در پی بسیج نیرو های جهادگر و تضمین مقاومت آنان در صحنه نبرد این شیوه ها را به کار برد:

۱....

۲ برخورد جدی با کانون های تبلیغاتی ضد جنگ!

۳...

۴...

.

.

۱۱ سهیم گرداندن زنان مومن(!) در تشویق مجاهدان!!!

جالب بود نه؟

چه خبر بوده و ما نمی دونستیم!

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:59 توسط |

سلام دوستان عزیزتر از جان

امروز داشتم درس می خوندم که در حین مطالعه(توضیح اینکه کتاب مورد مطالعه تاریخ تحلیلی صدر اسلام نوشته محمد نصیری بود)درباره زمان ظهور اسلام چیز جالبی خوندم.

نوشته بود زمانی که حضرت محمد دعوت خودشو آشکارا بیان کرد و خیلی ها دورو برش جمع شده بودن سران قریش از طریق عموی پیامبر وارد مذاکره با محمد شدن و حتی به خود ابوطالب هم پیشنهاداتی دادن تا محمد رو بهشون تحویل بده

یکی از این پیشنهادات بود که نظر منو جلب کرد

اونا در یکی از ملاقات هاشون با ابوطالب جوان خوش قد و قامت و زیبایی رو با خودشون آوردن و به ابوطالب گفتن:محمد را در ازای این جوان به ما بده تا او را بکشیم

ابوطالب هم لبخند سردی کرد و گفت:چه مقایسه ی غیر منصفانه ای!

نکته ی این قضیه این بود که تصور اون ها از محمد و ابوطالب چی بود که حضرت محمد رو با یه جوون خوش قد و قامت و زیبا مقایسه کردن و می خواستن باهاش عوضش کنن؟این نشون میده که احتمال می دادن ابوطالب قبول کنه!

نمی دونم والا چی بگم...

شما بودین عوض می کردین؟

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 1:33 توسط |

سلام دوستان

خیلی کوتاه می خواستم بابت این چند روز گذشته که غیبت داشتم و چند روز آینده که خواهم داشت عذرخواهی کنم

این امتحانات آخر آخرین ترم ما هم بسیار مشکل زا شده است

فعلا با اجازه

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:24 توسط |