تبليغاتX
سه رنگ

يكي از اتفاقات مهمي كه اين روزا تو آستانه افتاده باز شدن يه سايت اطلاع رساني در مورد شهرمونه. هنوز نمي‌دونيم كه اين سايت به كجا داره ميره و دست چه افرادي پشتشه اما فعلآً بهش افتخار ميكنيم.

 

پايگاه اطلاع‌رساني آستانه اشرفيه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 8:41 توسط فرشید قربانپور |

حافظه مجازي يكي از بخش‌هايه كه در اكثر سيستم‌عامل‌هاي كامپيوترهاي شخصي وجود داره. حافظه اصليه (RAM) موجود در اكثر كامپيوترها براي اجراي چندين برنامه بصورت همزمان پاسخگو نيست و با كمبود حافظه مواجه ميشه.

يكي از راهكارهاي موجود در اين زمينه، استفاده كردن از حافظه مجازي مي‌تونه باشه. در اين روش از حافظه‌هاي جانبي ارزون قيمت مثل هاردديسك استفاده مي‌كنن. در چنين حالتي اطلاعات موجود در حافظه اصلي كه كمتر مورد استفاده قرار مي‌گيره، از اين حافظه خارج و در محل خاصي بر روي هارد ديسك ذخيره مي‌شن. بدين ترتيب بخشي از حافظه اصلي آزاد و زمينه استقرار يه برنامه جديد در حافظه فراهم ميشه.

اما بايد در نظر داشت كه سرعت خوندن و نوشتن اطلاعات روي هارد ديسك خيلي كندتر از حافظه اصليه. در صورتي‌كه سيستم مورد نظر داراي عمليات حجيمي در رابطه با حافظه مجازي باشه، كارائي سيستم به شدت تحت تاثير قرار مي‌گيره. در مواردي كه سيستم عامل مجبور به جابجايي اطلاعات موجود بين حافظه اصلي و حافظه مجازي باشه، با توجه به تفاوت محسوس سرعت بين اونها، مدت زمان زيادي صرف عمليات جايگزيني مي‌شه. در چنين حالتي سرعت سيستم به شدت افت مي‌كنه.

محل نگهداري اطلاعات بر روي هارد ديسك رو يه Page File ميگن. در اين فايل، صفحات مربوط به حافظه اصلي ذخيره و سيستم عامل در زمان مورد نياز اطلاعات فوق رو مجدداً به حافظه اصلي منتقل مي‌كنه. در سيستم‌هايي كه از سيستم عامل ويندوز استفاده مي‌كنن، فايل فوق داراي انشعاب SWP هست.

براي فعال سازي اين نوع حافظه در ويندوز XPمي‌تونين روي My Computer راست كليك و گزينه Properties رو انتخاب كنين. تو پنجره ظاهر شده، Advanced < Performance < Settig رو انتخاب كنين. در اين پنجره بازم گزينه Advanced رو انتخاب كنين و در اين صفحه رو دكمه Change كليك كنين تا صفحه تنظيمات Virtual Memory ظاهر بشه.

اگه مي‌خوايد درايوي غير از درايو پيش‌فرض (كه معمولاً درايو C هست) به عنوان درايو حافظه مجازي انتخاب بشه، بر روي نام اون كليك و در قسمت پائين پنجره گزينه Custom Size رو انتخاب كنين و مقدار مورد نظرتون رو تو قسمتهاي Initial Size و Maximum Size وارد كنين. گزينه Set رو هم براي ثبت اطلاعات انتخاب كنين. در صورتي‌كه مي‌خواين درايو جازي شما كه از اون به عنوان حافظه مجازي استفاده مي‌كنين، غيرفعال بشه مي‌تونين گزينه No Paging File رو انتخاب كنين و بعد دكمه Set رو بزنين.

پيشنهاد ميكنم يكي از درايوها به غير از درايوي كه ويندوز توش نصبه رو بعنوان درايو مجازي معرفي كنين. بهتره براي اينكه سرعت بيشتري داشته باشين از درايوي استفاده كنين كه فضاي خاليه بيشتري داره.

ميزان فضايي رو هم كه به حافظه مجازي اختصاص ميدين خيلي مهمه، اگه اين فضا كم باشه مرتب با پيغام Out of Memory روبرو ميشين. پيشنهاد ميشه كه حافظه مجازي‌تون رو دو برابر حافظه اصلي‌تون در نظر بگيرين.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 8:39 توسط |

کسی نگاهش را به من خواهد انداخت

کسی که می فهمد

کسی برای من از روزهای مهربانی خواهد گفت

از روزهای  ساده

روزهای بی پروا

شاد

زیبا

کسی دوباره برای لحظه ای حتی

انگشتهای سردم را احساس خواهد کرد

آری

من این را از باد شنیده ام

و از کلاغی که روزی بر روی بام خانه مان قارقار می کرد

که کسی یک روز خواهد آمد

خواه مهدی

خواه عیسی

خواه شیطان

اما بهر حال خواهد آمد

و برای تمام ماخواهد گفت

که از اینجا تا خدا چقدر راه است

و به ما می فهماند همه چیزهایی  که تاکنون نفهمیده ایم چه رنگی دارند

و به تمام بدیها پایان خواهد داد

به تمام چیزهایی که نمی خواهیم ولی مجبوریم...

نمی دانم کیست

چراست

کجاست

اما ای کاش حقیقتی باشد زنده و حتمی

ای کاش...

آری خواهدآمد

کسی که من دلم برای آمدنش تنگ شده

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 22:30 توسط |

مرشدي به شاگردش گفت:‌ «در اين مسير كه مي‌روي، به دري مي‌رسي كه جمله‌اي روي آن نوشته شده است. برگرد و به من بگو كه آن جمله چه مي‌گويد.»

مريد تن و جان به جستجو سپرد و روزي بالاخره به آن در رسيد. آن‌گاه نزد مرشدش آمد و گفت: «جمله روي در اين بود: غير ممكن است.»

مرشد پرسيد: «آن جمله روي در بود يا روي ديوار؟»

مريد پاسخ داد: «روي در.»

مرشد گفت: «بسيار خوب. دستگيره را بچرخان و در را باز كن.»

مريد اطاعت كرد. وقتي در كاملاً باز شد، نوشته ديگر قابل مشاهده نبود.

مريد به راهش ادامه داد.

 

مكتوب ـ پائولوكوئيلو ـ وحيد بهلول

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 19:6 توسط |

 

  1. ويندوز خودتون رو روي بهترين كارايي تنظيم كنين.

روي آيكون My Computer كليك راست كنين و گزينه Properties رو انتخاب كنين. به پوشه Advanced رفته و در قسمت Performance روي دكمه Setting كليك كنيد. حال در پنجره ظاهر شده، در كنار عبارت Adjust for best performance علامت بزنين و دكمه Apply رو فشار بدين.

 

  1. وقتي كه هاردتون كم‌كم پر ميشه، درايو مجبور ميشه در شيار (Track)هاي داخلي بنويسه. از اونجا كه شيارهاي داخلي كوچكترن، اطلاعات كمتري روشون جا ميشه. پس براي نوشتن اطلاعات، به تعداد دور بيشتر چرخش هارد نياز داره. براي افزايش كارايي، برنامه‌هاي غير ضروري رو Uninstall كنين. از اطلاعاتي كه الان بهشون نياز ندارين، پشتيبان (Backup) بگيرين و اونا رو روي CD نگه دارين. پس از اين كار هاردتون رو Defrag كنين تا تكه‌هاي فايل‌هاي روي هارد رو به هم بچسبونه.

 

  1. پرينتر موازي رو غير فعال كنين.

اگه پرينتر شما به پورت موازي (Parallel) متصله، ممكنه وقتي در حال پرينت گرفتن هست، باعث بشه كه بقيه برنامه‌هاتون خوب كار نكنن. بهتره پرينتر رو به پورت USB وصل كنين.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 19:5 توسط |

مرشد مي‌گويد:

«فرزند عزيزم، بايد چيزي به تو بگويم كه ممكن است آن را نداني. انديشيده‌ام كه چگونه اين خبر را برايت قابل تحمل‌تر كنم، چگونه آن را در لفافه‌هاي خوش رنگ بپيچم و بدان وعده بهشت و ملاقات با مجردات و توضيحات مبهم بيفزايم، اما فايده‌اي ندارد.

نفس عميقي بكش و خود را آماده كن. ناچارم كه بي‌پرده سخن بگويم. به تو اطمينان مي‌دهم كه به صحت آنچه مي‌گويم وثوق كامل دارم. خطا و شك و ترديد در اين پيشگويي راهي ندارد.ُ

و آن اين است: تو خواهي مُرد.

همين فردا يا پنجاه سال بعد، اما دير يا زود خواهي مَُرد. حتي اگر غير از اين مطلوب تو باشد و حتي اگر آن موقع آرزوهايي در دل داشته باشي.

در آنچه امروز، فردا و در بقيه عمرت انجام مي‌دهي، به دقت انديشه كن.»

 

 

مكتوب ـ پائولوكوئيلو ـ وحيد بهلول

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:30 توسط |

وقتی که او آمد

ناگهان ظهور كرد.آنقدر ناگهاني كه يك لحظه شك كرد؛نكند كسي مرا ديده باشد!...اما نه. دراين بلبشو كسي حتي به ا ين نمي ا نديشيد كه او وجود دا رد. چه رسد به اينكه يك روز همينطوربي دليل،ناگهاني ناگهاني درشهري به اين شلوغي ظهور كند. وا ين به او اين حس را مي داد كه اصلأ مهم نيست. واين خيلي دردناك بود.
نگاهي به آسمان ا نداخت.احتمالأ غـروب بود. بايد گشتي در شهر ميزد.ازهمانجا كه بود شروع كرد. بسيار ساده خواست قدم بزند. قدم بزند! فقط وتنها... مثل هميشه!
آرام نگاه مي كرد.آرام راه مي رفت.آرام اما در هجوم بي رحمانه ي مردم،  سرعت وحشيانه ي شهر وسرو صداي سـرسام آ ور ماشينهااو تنها كسي بود كه نمي دانست كيــست. كيـست؟ واقعأا وكه بود ود ر ازد حام  بي نهايت اين شهـراو چه نقشي داشت وچه رسالتي و مسؤوليتي؟ ...؟ شايد!
مردي به او تنه زدآنقدر سريع و آنقدر سريعتر ناپديد شد كه او حتي نتوانست شكلش را ببيند و به خاطر بياورد كه چه وقت آن مرد را به دنيا آورده؟
جلوتر يك مسجدواو واقعأ خوشحال شد. رفت به سمت مسجد. مسجد زيبا بود وباشكوه. بسيار سرافراز وستودني. باا زدحامي عجيب ازآدمها. آدمهايي كه بي توجه به حضوراو، به مسجدآمده بودند تادر روحانيت مسجد به او برسند. به او برسند! ازاينهمه بي توجهي ودلمردگي حالش بهم مي خورد.  
هجوم تند مردم به مسجد وسروصداي احمقانه ي مردها و جيغ و جيغ تنفرانگيززنها ، بوي جوراب،بوي چرك خيس خورده ي لاي انگشتهاي پينه بسته ي مردم كثيف وشـلخته او را به حد مرگ عـصباني مي كرد.   به حد مرگ؟! و كسي به او، به اينكه او همينجا نزد این آدمها، نزديك بنده ها ايستاده بود و به آنها نگاه مي كرد توجهي نداشت. به آ نها كه ابلهانه در حضور او او را ازآسمان مي خواستند.از آسمان!!
ــ يعني اينها همه را من ساخته ام!؟
مي دانست. اما باورش نمي شد. ا ين عجيب نبود؟
باتعجب به آسمان نگاه كرد. شب شده بود. وا ومي خواست برگردد. به آسمان.ازراهي كه تا مسجدآ مده بود برگشت. به سمت... اما درهجوم بي رحمانه ي مردم،سرعت وحشيانه ي شهر و سروصداي سرسام آورماشينها او يكباره از ياد برد كه به كجا بايد برود.از ياد برد.از ياد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 20:49 توسط |

«سه رنگ» همون مفهومي رو داره كه شما تو ذهن دارين و به همون بي مفهومه كه شما تصوّر مي‌كنين! امّا اصلاً مهم نيست! «سه رنگ» اسم اينجاست و اينجا وبلاگ فرزندان شهر كوچكي در شمال ايران، واقع در جلگه‌اي بين شيطان كوه لاهيجان و بندر نيلگون كياشهر، با رگي از البرز تا خزر بنام «سپيدرود»، مهد برنج‌هاي ناب و بادام‌هاي زميني و كرم‌هاي ابريشم، ميزبان بارگاه مقدّس فرزند امام موسي كاظم (ع)، حضرت سيّد جلال‌الدّين اشرف (ع) و بزرگ مرد ادب، دكتر محمّد معين، با مردماني فهيم، پاك و ساده، شهري مزيّن به نام «آستانه اشرفيه» است.

«سه رنگ» از آنِ ما نسل سومي‌هاست. نسلي كه نه انقلاب رو به خاطر داريم و نه تصويري واضح از جنگ. ما همون‌ها هستيم كه هركس به زباني توصيف‌مون مي‌كنه و هيچكدومشون ما نيستيم! شايد اصلاً ما غيرقابل توصيف باشيم، چون هر كدوم‌مون يه جور هستيم! ولي با اين حال مخالف‌ترين‌هامون با هم، مي‌تونن بهترين دوستاي هم باشن. و اين چيزيه كه خيلي از نسل‌هاي ديگه نمي‌تونن دركش كنن.

ما تو «سه رنگ» از تموم چيزهايي مي‌نويسيم كه دوست داريم. از عشق، اجتماع، خاطرات، سياست، دين، ورزش، سينما، هنر، كامپيوتر، و... . اينجا هركس مطلب خودشو مي‌ذاره و هركس نظر خودشو مي‌ده. «سه رنگ» نمودِ بارز همزيستي مسالمت‌آميز و زيباي نسل سومي‌هاي آستانه اشرفيه خواهد بود. اگه شما هم از نسل سومي‌هاي آستانه هستين، پس شما هم مثل ما سه رنگيد. بفرمائيد داخل...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:43 توسط فرشید قربانپور |